نبض کتابخانه با حضور کودکان، کوکتر میزند
ملیحه فخارطبسی، کارشناس ارشد علم اطلاعات و دانششناسی، و مسئول کتابخانۀ عمومی مرحوم عبداللهی تربت حیدریه:
هر روز میبینمش. گاهی روزی دو بار. چه زیبا و بامتانت کتاب انتخاب میکند. خانهشان همین دو کوچه پایینتر است. نیما، تازه هفتساله شده، اما برای خودش یک پارچه آقاست. خودش تنها آمد کتابخانه و ثبتنام کرد. تنها هم میرود و میآید. وقتی میآید، اول میآید جلوی میز من. با چهرۀ معصومانهاش منتظر تأیید و اجازه برای رفتن به سمت قفسههای کتاب کودک است. چقدر شیرین است دیدن چهرۀ این کتابخوان کوچک. میآید و نگاهی به قفسهها میاندازد. کتابهای کودکان اغلب کمبرگ و کمقطرند. از روی عطف آنها اصلا نمیشود دید که دقیقا چه کتابی هستند. یکی دو بار سعی میکند کمی کتابها را کنار بزند و نگاهی بیندازد؛ اما نه، انگار حوصلهاش نمیکشد. میرود سراغ کتابهایی که جلدشان پیداست. هر روز به انتخاب خودم دو سه تا کتاب برایش میگذارم روی قفسه. جلد کتابها به سمت نگاه کوچک اوست و معمولا از بین آنها کتابی را انتخاب میکند. اگر بیاید و ببیند کتابها تکراری هستند، میگوید من الان کتاب نمیخواهم، بعدا میآیم.